حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

16

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

باشد چون سر و زبان و اشباه آن كه به حركت ارادى متحرك شوند يا غير آليه مانند عضلات كبد و معده و عروق رحم و خصيه و امثال اينان كه اراده را در حركات آنها مدخل نيست بر سبيل سرعت و تواتر دست دهد مگر آنكه سبب وى قوى بود و ريح بخارى كه علت فاعلهء اين علت‌ست بغايت غليظ باشد يا بخاريت آن بسيار قليل كه درين صورت عضو ماؤف متحرك شده ساكن گردد و باز بعد زمان اندك او باختلاج آرد يا بىتخلل سكون زمانى صالح بر حركت مرضى سكون پذيرد تاريخ مستكنه به تحليل رود فائده كيفيت حصول اين حركت آنست كه رطوبت غليظهء لزجه در عضوى از اعضا جمع آيد و برياح غليظه مستحيل شده به حركت قوت دافعه به ظاهر بدن توجه نمايد و از آنكه بسبب غلظت خود صلاحيت خروج از ممر مسامات ندارد و گوشتى كه بر وىست خاصه در حين استيلاء برودت مكثفه بر او نيز مانع آيد لاجرم فيما بين قوت دافعه و ريح موصوفه مدافعة و اضطراب واقع شود و تا كه بسخونت حادثه از تحريك عضو تلطيف و تحليل نپذيرد عضو معهود مختلج و متحرك ماند تنبيه از آنكه حركت اختلاجى در عضو غايت اللين چون دماغ يا نهايت الصلابته چون استخوان عارض نمىشود و بجهات مختلفه مائل بفوق مىباشد حدوث آن بىاستيلا ريح غليظه صورت نه‌بندد چه ريح كذائى در اعضاى موصوفه متحقن و محتبس نتواند شد و ريح لطيفه به حركت ضعيفه به تحليل مىرود و محتاج قوت هم نيست تا بكرات مرات چه رسد و حركت هواء خالص و بخار احص محض باعلى باشد و كار لطيف اينها به تحليل خفى انجامد و از غلظ اينان انتفاخ رو نمايد و كثرت وقوع اين در فصول بارده و ابدان و اسنان كذلك و عند شرب ماء مفرط البرد و اغتسال به آب بسيار سرد دليل ساطع « 1 » بر اين معنىست فافهم و بايد دانست كه تكون اختلاج از مادهء ذى قوام نيز معقول نيست چه سرعت انصباب و تحلل ماده كه فى حد ذاتها عسرالحركتست به هيچ وجه متصور نيست و كذلك از تحريك قوت محركهء عضله نيز تولد اين علت متعسر بل متعذرست چه تحريك قوت محركه اراديست و حركت مرض مسطور اضطرارى و فرق در اختلاج و رعشه آنست كه حركت اختلاجى مختص به جهتى از جهات و عضوى از اعضا نيست بخلاف حركت ارتعاشى كه اختصاص باعضاء آليه و ميل باسفل دارد و ايضا حركت اختلاجى بسرعت منقضى شود و در ان حركت و سكون عضو دخلى ندارد بخلاف حركت ارتعاشى كه اگر بسبب امور نفسانى چون خوف و غضب نباشد زود منتفى نگردد و ما دام كه عضو بر چيزى مستقر بود و حركت ثقل عضو به حركت و سكون ارادى معاوقت ننمايد بحصول نه‌انجامد فائده از آنكه اين علت از ريام غليظه كه به عمل حرارت قاصرهء ضعيفه در مادهء غليظه متولد مىشود متكون گردد و بالضرور برخى از ماده بسبب حرارت

--> ( 1 ) و ؟ ؟ ؟ بربان قاطع